تبلیغات
winter nightmare

winter nightmare
 

اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو:
بی کس بود اما کسی رو بی کس نکرد
تنها بود اما کسی رو تنها نذاشت
دلشکسته بود اما دل کسی رو نشکست
کوه غم بود ولی کسی رو غمگین نکرد
و شاید بد بود ولی بدی کسی رو نخواست…





[ جمعه 7 آبان 1395 ] [ 11:37 ق.ظ ] [ (¯`•.¸نــــــمكدون¸.•'´¯) ]

فـکـر مـیـکـنـم زیـبـا تـرین کـلـمـه دنـیـا بـاشـد اسـمـت !

اسـم  ِ چـنـد حـرفـی  ِ کـوتـاه ِ دلـنـشـیـن  ِ خـوش آهـنـگـت ...

و چِ مـیـشـود (:

چَـنـد حـرفـی ِ مـن

کِـنـار  ِ چـهآر حـرفـی  ِ تـو {}




[ جمعه 7 آبان 1395 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ (¯`•.¸نــــــمكدون¸.•'´¯) ]
نظرات
غــــــــــــــــــــــصه مراکــــــــــــــــــــــــــــشت...!!!


وقتی دیــــــــــــــــــــــدم ،


دست به سینه ایستاده ای !!!


من تمام راه را برای آغـــــــــــــــــوشت دویــــــــــــده بودم ... !





[ جمعه 7 آبان 1395 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ (¯`•.¸نــــــمكدون¸.•'´¯) ]
نظرات

                                                                                      من از چشمات دل کندم

با اینکه زندگیم بودی
میدونستم یه روزی میری
ولی نه به همین زودی
من از رویات خط خوردم
من از چشمه تو افتادم
چقد اسون دل کندی
چه راحت بردی از یادم

به دنیای تو وابستم
ولی رد میشیم از حسم

باید باور کنم رفتی؟
میدونم اخره قصه ست.



[ جمعه 7 آبان 1395 ] [ 10:55 ق.ظ ] [ (¯`•.¸نــــــمكدون¸.•'´¯) ]
نظرات

دیشب شب سختی بود

سحر که از خواب دوساعته پریدم

لبه ی تخت نشستم

دست هایم را در هم گره زدم

مثلا که دست های تو...

بعد که قطره های اشک آمدند روی گونه ام

یکی شان را با انگشت گرفتم

مثلا که انگشت تو...

لبخندی زدم ؛

مثلا که روبه رویم نشسته ای

دلم خواست آرام زمزمه کنم....

« ممنونم که... هستی!!!!! »

دیشب شب سختی بود اما من خوبم...




[ چهارشنبه 5 آبان 1395 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ پســرك آریایی ]
نظرات

چقدر خوب است که ندارمت!!

که عشق تو هدیه ای است از خدا برای دلم...

که هرچه پنهان تر ، بهتر

شاید هرچه زندگی ام تلخ باشد،

پایان خوبی داشته باشم

کسی چه می داند...

شاید این روزها که خدا را در تو میبینم

شاید این روزها که به خاطر عشق به تو،

قدم به قدم به خدا نزدیک تر می شوم...

شاید این روزها که خیال گناهی در سرم نیست...

و تو را دور از تمام حرف ها و چشم ها پنهانت کرده ام، حتی از خودت...!

و اینکه تا ابد سر این عهد پاک، باتو می مانم...

شاید این روزها... این جمله را بهتر درک کنی:

« من عشَّقَ فَعَفٌَ ثُمَّ ماتَ ، ماتَ شَهیداً »*

کسی چه می داند...؟! شاید مرا به جرم عشق تو، به بهشت بردند...!!

 

*پیامبر مهربانی فرمودند: 

کسی که عاشق شود و عفت و پاکدامنی پیشه کند سپس بمیرد همانند شهید از دنیا رفته است.

M#




[ سه شنبه 4 آبان 1395 ] [ 05:32 ب.ظ ] [ پســرك آریایی ]
نظرات

یاد دارم در غروبی سرد  سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد



« دوره گردم کهنه قالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم



دست دوم جنس عالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم »



اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی زد و بغضش شکست



« اول سال است ؛ نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست ؟ »



بوی نان تازه هوش از ما ربود

اتفاقا مادرم هم روزه بود



صورتش دیدم که لک برداشته

دست خوش رنگش ترک برداشته



سوختم دیدم که بابا پیر بود

بدتر از آن خواهرم دلگیر بود



مشکل ما درد نان تنها نبود

شاید آن لحظه خدا با ما نبود



باز آواز درشت دوره گرد

رشته ی اندیشه ام را پاره کرد



« دوره گردم کهنه قالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم



دست دوم جنس عالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم »



خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا! سفره خالی می خرید ؟ . .




[ سه شنبه 4 آبان 1395 ] [ 05:29 ب.ظ ] [ (¯`•.¸نــــــمكدون¸.•'´¯) ]
نظرات

من تو را دوست دارم .....

تو دیگری را ................................

دیگری دیگری را..............................................

واین چنین است که ما تنهاییم.............................................

 




[ سه شنبه 4 آبان 1395 ] [ 05:29 ب.ظ ] [ (¯`•.¸نــــــمكدون¸.•'´¯) ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

I'm selfish, impatient and a little insecure. I make mistakes, I am out of control and at times hard to handle. But if you can't handle me at my worst, then you sure as hell don't deserve me at my best
آرشیو مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :